قلب کوچیک من

هوالمحبوب
سلام آلبالو کوچولوی مامانی ... امروز مامانی رفت قلب کوچیکت رو دید... حالا دیگه مامانی دو تا قلب داره 
خیلی خوشحال شدم....خیلی خیلی زیاد
...
مامانی فکرمیکرد شما دوتا باشین اما وقتی به خانم دکتر گفتم دیدم داره میخنده گفتم حتما 3تا هستین که خندش گرفته بعد برگشت گفت 1 دونه هست !!! حتما خنده هاش برا این بود که من خیلی ذوق داشتم وفکر میکردم چندتا حبه توی دلم دارم اما ضایع شدم !!!
قربونت برم که قلب کوچولوت اینقدر قوی میزد که مامانی توی هفته 6 تونست ببینتش
من همش تا قبل امروز با شما که حرف میزدم همش میگفتم بچه هااااااااااااااا
اما از امشب دیگه میدونم یکی بیشتر نیستی وصدات میزنیم کربلایی ........(اسمت رو فعلا سعی میکنیم بین خودمون باشه تا بعداز دنیا اومدنت اعلام کنیم)
عکستم گرفتم حالا بعدا میزارم برات توی وبلاگت.قلب کوچولوتم توش معلومه عزیزم
اون مشکی کوچیکه شمایی یه نقطه ی کوچولو سفید هم داخل اون لکه سیاه هست که قلب کوچولوته

قلب کوچیک من
